دقیقا یادم نیست ترم چندم این رو نوشتم و بوبو ویرایشش کرد و فورا بین بچه های هم رشته ای پخش شد و نه تنها مدیر گروهمون اجازه نداد من این متن رو روی برد گروه بچسبونم بلکه همون ترم بدجور حال من رو گرفت و شمی آلی رو با 10 پاسم داد. چندی پیش که کاغذ نوشته هامو جمع و جور میکردم بهش برخوردم و دیدم بد نیست بذارمش اینجا تا هم یادی از اون دوران خفقان آور دانشجویی باشه و هم تنبلی وحشتناکی که سراغم اومد توی نوشتن رو یه جورایی ماستمالی کنم.
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
چون ما ( گلاب به روی شما) ترم بالایی هستیم حق داریم کلاس بگذاریم و چند چشمه توصیه علمی به دانشجویان صفر کیلومتر بکنیم. انشاء ا... که به رهنمودهای خردمندانه ما توجه کنند.
1-اگر اهل دیدن سریالهای آب بندی شده تلویزیون هستید یا فورا توبه کنید یا زیاد مطالعه ، و به سرعت برق و باد ذهنتان را نسبت به دانشگاه و دانشجو و قشر برگزیده و آینده سازان و این قبیل شایعات بی اساس به کلی پاک کنید. شعبده هایی که در این جعبه جادویی می بینید چشم بندی برای بینندگان محترم است. اگر با ذهنیتی کتابی یا تلویزیونی وارد دانشگاه شوید کمی تا قسمتی دچار شوک و سرگیجه و افسردگی می شوید.(نترسید! عادت می کنید)
2-توصیه می کنیم که دانشجویان تازه کار به مبحث مشروطه و مشروطیت تسلط کافی داشته باشند، اگر چیزی هم از قوانین آن بدانید بهتر است. چنانچه در حال و هوای بازیگوشی دوران دبیرستان باشید اولین علائم مشروطیت را در همان ترم اول دشت می کنید و بسته به حقوق و یا نبوغتان یا در همان ترم اول موضوع را فیصله میدهید یا اینکه باید با یکی از قوم و خویشهای خانواده که قابلیت جانشینی والدین محترمتان را داشته باشند ( عمو وعمه از طرف پدری و خاله و دائی از طرف مادری مجرب ترند) پادرمیانی بکند و برگه های اخطاریه دانشگاه را به دستشان نرساند. به هر حال نگران نشوید، یک ترم مشروطی برای دختران در حکم جمال و برای پسران در حکم کمال است و چنان سریع اتفاق می افتد که نمی توان جلوی آن را گرفت. توجه داشته باشید که تنها پاس کردن درسها مهم نیست اگر معدلتان از 12 ناقابل کمتر شود شما رسما مشروط شده اید ( حتی اگر درسی را نییفتاده باشید . یادتان باشد که شاعر محترم فرموده اند )
افتادگی آموز اگر طالب علمی هرگز نخورد آب زمینی که بلنداست
3-اگر زبانم لال به دنبال مدرک مافوق لیسانس هستید از همین حالا شروع کنید و گرنه دروس تخصصی چنان گریبان ( یخه سابق) شما را می گیرد و فتیله پیچتان می کند که فیلتان هرگز یاد هندوستان نمی کند چه برسد به اروپا وآمریکا. یادآوری می کنیم که به سبب فشارهایی که به خودتان وارد می کنید بی برو برگرد دچار برخی عادات عجیب و غریب از قبیل تیک- کم خوابی – افسردگی و بی جهت خندیدن و با جهت گریه کردن و ... می شوید.بازهم نترسید برای این قبیل " بی وقتیها " یکی دو واحد " علم المزاج " یا " رگ شناسی" بگذرانید که در ترمهای بالاتر در درس شیمی دارویی به مفید بودنشان پی می برید. باور کنید.
4-از زمانی که به عنوان دانشجو وارد دانشگاه می شوید خودتان رابه سرعت با محیط دانشگاه و رفتارهای نمره ساز دانشجویی از جمله ( حضور به موقع و همیشگی در سر کلاسها- تحویل به موقع گزارش آزمایشگاه- فعال بودن در زمینه های درسی و …) وفق دهید و گرنه بر شما همان می رود که بر سر آدمهای بدجنس سریالهای تلویزیونی خواهد رفت.( چرا ناراحت شدید؟ مگر شما برای آن سریالها سر و دست نمی شکستید، یادتان رفت؟)
5-هیچ وقت مایوس نشوید که فلان درس را افتادید، از آسمان که به زیر نیفتاده اید (باز رجوع کنید به بیت بالا) ، اگر مشروط شده اید روحیه تان را حفظ کرده و دنبال محرکهای مفیدی برای روحیه دادن به خود بگردید . حواستان باشد که از یک محرک برای شروع همه ترمها استفاده نکنید، برای رسیدن به ترمهای بالاتر احتیاج به " دوز" های بیشتری دارید.
آنچه گفتنی بود گفتیم. حتما مواظب باشید که در ترمهای بالاتر هرگز این سوال به ذهنتان نرسد که " نکند خدای نکرده این راهی که من میروم به ترکستان باشد؟ "
آرنولد باشید
پ.ن 1: نمیدونم مدیر گروهمون این حق رو داشت که اون ترم منو بندازه یا نه؟![]()
پ.ن 2: مدتی نیستم و در حال چتربازیم.
به قول سنجد برمیگردم حتما
تابعد...